مقدمه

بازارهای مالی همواره عرصه‌ای برای تبادل ایده‌ها و نظریه‌های مختلف بوده‌اند. در طول تاریخ، بسیاری از اقتصاددانان، سرمایه‌گذاران و تئوری‌پردازان اقتصادی در مناظراتی سرنوشت‌ساز به بحث و جدل پرداخته‌اند. اما یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین مناظرات در دنیای سرمایه‌گذاری، تقابل میان وارن بافت (سرمایه‌گذار افسانه‌ای و مدیرعامل برکشایر هاتاوی) و یوجین فاما (برنده جایزه نوبل اقتصاد و نظریه‌پرداز "بازارهای کارا") بوده است.

این مناظره نه‌تنها تأثیر عمیقی بر دیدگاه‌های سرمایه‌گذاران گذاشت، بلکه به یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات در وال‌استریت و آکادمی‌های اقتصادی تبدیل شد.


تقابل دو دیدگاه: تحلیل بنیادی یا بازارهای کارا؟

در یک‌سو، وارن بافت با نظریه سرمایه‌گذاری ارزشی (Value Investing) ایستاده بود. او معتقد بود که می‌توان با تحلیل دقیق شرکت‌ها، سهام‌هایی را یافت که کمتر از ارزش ذاتی‌شان قیمت‌گذاری شده‌اند و از این طریق، بازدهی بالاتری نسبت به بازار کسب کرد.

در سوی دیگر، یوجین فاما از نظریه بازارهای کارا (Efficient Market Hypothesis – EMH) دفاع می‌کرد. او استدلال می‌کرد که تمامی اطلاعات موجود، بلافاصله در قیمت‌های سهام منعکس می‌شوند، بنابراین هیچ سرمایه‌گذاری نمی‌تواند به طور مداوم بازدهی بیشتری از بازار کسب کند، مگر آنکه شانس بیاورد.

این دو دیدگاه به شدت با یکدیگر در تضاد بودند:

  1. وارن بافت: «بازارها همیشه عقلانی نیستند و فرصت‌های خوبی برای سرمایه‌گذاران صبور وجود دارد.»
  2. یوجین فاما: «هیچ‌کس به طور مداوم نمی‌تواند بازار را شکست دهد، زیرا قیمت‌ها همه اطلاعات موجود را منعکس می‌کنند.»

یکی از نقاط اوج این مناظره زمانی بود که وارن بافت در یکی از سخنرانی‌های مشهور خود، با ارائه نمونه‌هایی از سرمایه‌گذارانی که در طول چندین دهه بازدهی بالاتر از بازار کسب کرده بودند، ادعای فاما را به چالش کشید. او صندوق‌های سرمایه‌گذاری و تحلیل‌گران ارزشی مانند بنجامین گراهام، فیلیپ فیشر و خودِ چارلی مانگر را مثال زد و نشان داد که موفقیت این افراد نمی‌تواند تنها به شانس نسبت داده شود.

از سوی دیگر، فاما پاسخ داد که انتخاب یک مجموعه خاص از سرمایه‌گذاران موفق، یک نمونه‌گیری سوگیرانه (Survivorship Bias) است، زیرا بسیاری از سرمایه‌گذاران ناموفق از بازار حذف شده‌اند و در آمارها دیده نمی‌شوند.


تأثیرات بلندمدت این مناظره

اگرچه این مناظره هرگز یک برنده قطعی نداشت، اما باعث شد سرمایه‌گذاران و اقتصاددانان بیش‌ازپیش به کارایی بازارها و نحوه قیمت‌گذاری دارایی‌ها فکر کنند.

  • نظریه‌ی فاما به پایه‌گذاری صندوق‌های شاخصی (Index Funds) و سرمایه‌گذاری غیرفعال (Passive Investing) منجر شد، که امروزه یکی از محبوب‌ترین روش‌های سرمایه‌گذاری در جهان است.
  • در مقابل، روش سرمایه‌گذاری ارزشی وارن بافت همچنان توسط بسیاری از تحلیل‌گران وال‌استریت دنبال می‌شود و نشان داده که در بازه‌های بلندمدت می‌تواند بسیار موفق باشد.

این مناظره یکی از جذاب‌ترین و تأثیرگذارترین بحث‌های تاریخ بازارهای مالی بوده و همچنان موضوع تحلیل‌ها و پژوهش‌های اقتصادی است. آیا بازارها همیشه کارا هستند، یا فرصت‌هایی برای شکست دادن آن‌ها وجود دارد؟ این پرسشی است که هر سرمایه‌گذار باید برای خود پاسخ دهد.

آنچه مسلم است، این است که دانش، تحلیل، و استراتژی‌های سرمایه‌گذاری همچنان نقش حیاتی در موفقیت مالی بازی می‌کنند، فارغ از اینکه به کدام مکتب فکری اعتقاد داشته باشید.