توی بازار های مالی چند نوع تحلیل وجود داره که ازشون میشه بهره برد. تحلیل تکنیکال، تحلیل بنیادی ( Fundamental)، تحلیل احساسات بازار (Sentiment) و تحلیل مقداری و آماری ( Quantitative). هر کدوم از این حوزه ها سعی میکنن از یه زاویه ای به بازار نگاه کنن که از چشم بقیه ی حوزه ها پنهانه. به عنوان مثال تحلیل تکنیکال تمرکزش روی نمودار قیمت هست و شعار اصلیش اینه که هر چیز تکرار شونده ای که در گذشته در نمودار های قیمت اتفاق افتاده، با احتمال بسیار زیاد در آینده هم اتفاق خواهد افتاد. در واقع این تحلیل داره میگه شما نیاز نیست بدونی یه قیمت چرا داره تغییر میکنه. هر دلیلی که باعث تغییر قیمت میشه، داره تو خود قیمت خودش رو نشون میده.

از اون طرف تحلیل بنیادی بر خلاف تحلیل تکنیکال، دنبال دلایل تغییر قیمته. مثلا اگر قیمت سهام شرکت آمازون داره بالا میره، بر خلاف تحلیل تکنیکال که فقط براش کمیت و کیفیت این بالا رفتن مهمه، تحلیل بنیادی دنبال دلیل این بالا رفتن قیمت سهام شرکت آمازون میگرده. آیا سودآوری شرکت افزایش پیدا کرده؟ آیا شرکت داره یه لاین جدید بیزینسی راه میندازه که باعث یک انقلاب جدید در حوزه ی کسب و کار های خرده فروشی آنلاین میشه؟ آیا پای یه قرارداد جدید در میونه؟ 

تحلیل بنیادی سعی در شناخت و مطالعه ی تمام عوامل موثر روی قیمت داره و برای این کار از آخرین پیشرفت های علوم اقتصادی، مالی و سیاسی بهره میبره. در این تحلیل، صورت سود و زیان شرکت ها، جریان وجوه نقد، ترازنامه و اقتصاد کلان کشور ها مورد بررسی قرار میگیره و همچنین به آخرین تغییرات سیاسی کشور ها که میتونه اثرات اقتصادی بسیار مهمی رو از خودش به جا بذاره توجه میشه.

تحلیل احساسات بازار هم یه نوعی از تحلیل هست که اخیرا زیاد بهش توجه میشه. تو این تحلیل گفته میشه که دلیل اصلی حرکت قیمت در بازار ها، در واقع احساسات و رفتار توده ی مردمه. از اونجایی که بر اساس علم اقتصاد، قیمت در هر بازاری بر اساس عرضه و تقاضای فعالین اون بازار تعیین میشه، کافیه بدونیم در هر نقطه از زمان، مردم نسبت به بازار دید مثبتی دارن یا منفی. اگر دید مردم نسبت به بازار مثبت باشه و شروع کنن به خرید، از آنجایی که تقاضا میره بالا، هر چقدر هم تحلیل بنیادی بگه بازار باید ریزش داشته باشه این اتفاق نمیفته و قیمت در بازار به بالا رفتن ادامه میده. تحلیل احساسات بازار زیر مجموعه ای از علوم اقتصاد رفتاری و یا مالی رفتاری هست و همچنین از علم روانشناسی هم در این حوزه خیلی استفاده میشه و یکی از حوزه های پژوهشی بسیار جذاب در فضای آکادمیک هست.  

آخرین تحلیلی که ازش اسم بردیم تحلیل مقداری و آماری هست. این تحلیل سعی میکنه با استفاده از علم آمار و ریاضی و با بهره گیری از علوم کامپیوتر، حرکت و رفتار قیمت رو مدلسازی کنه و اون رو پیشبینی کنه. این نگاه تحلیلی، تمرکز اصلی خیلی از شرکت های مدیریت سرمایه در کشور های پیشرفته ی دنیا رو به خودش اختصاص داده و روز به روز هم داره به اهمیتش اضافه میشه. 

ما از تمامی تحلیل های بالا به بهترین شکل ممکن بهره میبریم. تمرکز اصلی ما روی تحلیل عددی و آماری بازار هست و دارایی اصلی ما، تکنولوژی هست که با پتانسیل های فوق‌العاده‌ای که داره، به ما کمک می‌کنه تا نهایت استفاده رو از موقعیت های بازار ببریم. با استفاده از قابلیت‌های پیشرفته مثل هوش مصنوعی (AI) و یادگیری ماشین، یه مزیت رقابتی قوی به‌دست آوردیم که بهمون اجازه می‌ده ناکارآمدی‌های بازار های مالی رو سریع‌تر پیدا کنیم و ازشون استفاده کنیم. در هسته‌ ی تکنولوژی ما، الگوریتم‌های معاملاتی قوی‌ای قرار دارن که می‌تونن حجم بزرگی از داده‌ها رو تجزیه‌ وتحلیل کنن و الگوهای پیچیده، روندهای مهم و ناهنجاری‌های پنهان رو کشف کنن. این حجم داده‌ها با دقت بالا پردازش می‌شه تا ما بتونیم سریع و هوشمندانه تصمیم بگیریم و دقیق عمل کنیم. توی دنیای پرسرعت بازار های مالی، سرعت و انعطاف‌پذیری فقط یه مزیت نیست، بلکه یه ضرورت به حساب میاد. زیرساخت‌های پیشرفته ما اجازه می‌ده تا چندین معامله رو با سرعتی بالا انجام بدیم و از نوسانات بازار به بهترین شکل استفاده کنیم. با خودکار کردن فرآیندهای اجرای معامله با الگوریتم‌های پیشرفته‌مون، توانایی‌مون رو برای شکار فرصت‌ها و حفظ ثبات در استراتژی‌ها افزایش می‌دیم.

یکی از مزیت‌های اصلی ما اینه که از هوش مصنوعی توی مدیریت ریسک هم استفاده می‌کنیم. برای اینکه ریسک رو به خوبی مدیریت کنیم و حد ضرر از پیش تعیین شده رو حفظ کنیم، از محاسبات پیچیده‌ای استفاده می‌کنیم. این محاسبات به یه الگوریتم تبدیل می‌شن که تو هر معامله به صورت یکپارچه اجرا می‌شه و کل فرآیند معامله رو راهنمایی می‌کنه. استراتژی جامع ما برای مدیریت ریسک شامل ابزارها و مفاهیم مختلفی می‌شه، مثل:

    • Maximum drawdown analysis
    • Risk per trade evaluation
    • Daily loss limits
    • Implementation of giveback rules
    • Utilization of stop orders and bracket orders
    • Integration of trailing stops

سوابق ما به‌خوبی عملکردمون رو نشون می‌ده، با بازده ماهانه میانگین ۴ درصد برای صندوق‌مون. وقتی اثر سود مرکب رو در نظر بگیریم، به سودی معادل سالانه تقریباً ۶۰ درصد میرسیم. این اعداد و ارقام گواهی هستن بر تعهد قوی ما به ایجاد سودهای چشمگیر و در عین حال تلاش برای نگه داشتن ریسک در یک سطح معقول.